أبو علي سينا

191

قراضه طبيعيات ( فارسى )

باب نهم - چراست كه فراشه خويشتن اندر چراغ افكند و همهء حيوانات از چيزهاى موذى محترز باشند ص 23 - 25 باب دهم - چراست كه مردم مفاجا از بيم يا از دشمنى بگريزد سوى دست چپ گرايد و چون ايمن گردد روى بدان جانب نهد كه خواهد ص 25 - 26 باب يازدهم - چراست كه بعضى از حيوان را دندان پيش زبرين نيست و بعضى را هست ص 26 - 28 باب دوازدهم - چراست كه آب چشم آن كس كه از غم گريد گرم بود و آن كس كه از شادى گريد سرد بود ص 28 - 30 باب سيزدهم - چراست كه نكهت مردم گرم باشد و چون بدمد سرد باشد ص 30 - 31 باب چهاردهم - چراست كه انگشت ميانه بر پشت سبّابه نهى تا بر يكديگر پيچد پس حبه‌اى يا دانه‌اى حمص بر كف ديگر دست نهى و اين دو سر انگشت كه بر يكديگر پيچيده است بر دانهء حمص بر كف دست بگردانى چنان دانى كه دو حمص است زير انگشت و چون انگشت پيچيده نباشد يكى دانى ص 31 - 33 باب پانزدهم - چراست كه بر مقدم و شكم مردم موى بيشتر و درشت‌تر بود و ديگر حيوان را بر اعالى و پشت ص 33 - 34 باب شانزدهم - چراست كه مردم را از دغدغه كراهيت مىآيد چنانك طاقت آن ندارد . ص 35 - 36 فصل دوم اندر مسائل نباتى فهرست ابواب ص 37 - 38 باب اول - چراست كه سفال گوز بيرونست و سفال خرما از اندرون ص 38 - 39